محبوبترین عناوین برگزیده
داغ و پرطرفدارآرشیو محبوبترینها (صفحه 404)
برنز
یک ژیمناستیک کار سابق بد دهن و نسبتاً مشهور، شروع به آموزش دادن و تمرین کردن با یک داوطلب مسابقات قهرمانی المپیک میکند و...
بدون عنوان
گروهی خلافکار روسی و بریتانیایی و شخصی به نام چارلی مُردِکای ، یک دلال آثار هنری خلافکار و شیک پوش ، برای پیدا کردن یک تابلوی دزدیده شده که شایعه شده کُدی داخلش وجود دارد ، که محل طلاهای گمشده ی نازیها را نشان میدهد ، با هم رقابت میکنند و ...
بدون عنوان
کیم جونگ دائه و بیک یانگ جی هر دو پدر و مادر خود را از دست داده بودند و برادر قسم خورده هم شدند. آنها در یئونگ دونگ مستقر شدند تا با جمع کردن زباله ها امرار معاش کنند و به حیات خود ادامه دهند. وقتی از آن ها خواسته شد که مکان یئونگ دانگ را ترک کنند و همه نقل مکان کنند، این دو از هم جدا شدند. پس از گذشت 3 سال یکدیگر را ملاقت می کنند و هر دو در دو گروه گانگستر قرار می گیرند و مورد سوء استفاده دیگر گروه ها قرار می گیرند...
بدون عنوان
داگ هریس خجالتی به زودی مراسم ازدواجش برگزار خواهد شد اما مشکل اینجاست که هیچ ساقدوشی را برای مراسمش ندارد
پسر همسایه
معلمی به نام کلیر به تازگی به دلیل اینکه همسرش به وی خیانت کرده از او جدا شده و اوضاع مناسب روحی ندارد. در این حین یک همسایه جدید جوان به نام نوح به عنوان همسایه در کنار منزل او اقامت می کند و خیلی طول نمی کشد تا کلیر از این پسر جوان خوشش بیاید، اما...
ساکن برج بلند
با پیروزی نازیها و متحدانشان در جنگ جهانی دوم، در اولین اقدام بعد از تصرف آمریکا این کشور را به سه بخش مختلف تقسیم میکنند. دولتی از سوی ژاپن ایالتهای نزدیک به اقیانوس آرام که ایالات غربی رشته کوه های راکی را در بر میگیرد در کنترل خود دارند و از سویی دیگر دولتی دست نشانده از سوی نازی ها کنترل امور ایالات شرقی رشته کوه های راکی را در اختیار دارند و منطقه ای در نزدیکی این رشته کوه را به عنوان منطقه بیطرف و مرزی بین این دو حکومت در نطر گرفته اند...
بدون عنوان
سریال داستان زندگی چهار شخص بزرگسال هست که به دلایلی مجبور به زندگی زیر یک سقف در کنار هم شده اند و در عین حالیکه قصد دارند روابط خوبی با یکدیگر داشته باشند هر کدام از آنها به دنبال آرزوها و جاه طلبی های شخصی خود می باشندکه این مساله آنها را وارد ماجراهای مختلفی می کند...
بدون عنوان
" بو هی" یک بازاریاب زیبا و سخت کوش است که بعنوان بهترین کارمند یک شرکت اسباب بازی مشغول کار است، او احترام افراد زیادی را بدست آورده و در حال طرقی در شغل اش است که بعد از یک اشتباه غیر قابل بخشش از کارش اخراج میشود. در حالی زندگی اش در حال زیر رو شدن است و شوهرش او را ترک کرده با کسب و کار همسایه اش آشنا میشود که اسباب بازی های خاصی برای بزرگسالان دارد...
بدون عنوان
دانش آموز سال اول دبیرستانی به نام توئجو باسارا ناگهان از سوی پدرش مورد سوال قرار گرفت "تو گفتی یک خواهر کوچیک می خوای، آره؟" او به زودی ازدواج خواهد کرد. بعد از آنکه برای باسارا دو خواهرخوانده زیبا به جا گذشت به مسافرت دوری رفت. ولی شکل واقعی میو و ماریو ارباب دیو بود. باسارا وارد یک قرارداد دو طرفه با میو شد ولی اشتباها یک قرارداد برعکس!